شناخت ساختاری و انتخاب متون نمایشی

شناخت ساختاری و انتخاب متون نمایشی

“یه متن میخوام که پنج تا پرسوناژ داشته باشه”

“متنی هست که دو تا نقش مرد و سه تا نقش زن داشته باشه؟”

“یه متن میخوام برم اجرا کنم”

 

اینها سوالاتی هستند که گهگاه از هنرجویان تئاتر و در برخی موارد حتی از دوستان حرفه ای تر هم شنیده ام و شاید در نگاه اول جملاتی مبهم و عجیب باشند اما همین جملات باعث شد تا متن کوتاه پیش رو را بنویسم.

 

در حقیقت اصلی ترین موضوع برای شکل گیری یک اجرای موفق تئاتر  انتخاب صحیح نمایشنامه یا متن نمایشی برای اجراست. موضوعی که به عنوان اولین مرحله ی شکل گیری اجراهای عمومی از اهمیت بسیاری برخوردار است و همین اهمیت شدید ایجاب می‌کند که ساختار شناختی متون نمایشی را بشناسیم و از آن استفاده کنیم.

 

در پروسه ی انتخاب متن، کارگردان اولین شخصی است که خود را درگیر متن می‌کندر و در پی آن، بازیگر و تماشاگر دیگر هویت هایی هستند که به طور هماهنگ در این پروسه نقش دارند. نقشی که در ادامه و تحت عناوین پیش رو بیشتر به اهمیت آنها پی خواهیم برد.

 

تحلیل اثر _شناخت مفاهیم و مکاتب

تحلیل اثر نمایشی مکتوب یا همان نمایشنامه اولین مرحله ی ساختار شناختی متن اجراست که کارگردان باید در آن تبحر و مهارت داشته باشد.

 

ابتدایی ترین مهارت برای تحلیل صحیح یک نمایشنامه شناخت مفاهیم و مکاتب هنری، فکری و ادبیست، به گونه ای که بتوان انواع علائم استعاری و نمادگرایی یا جنبه های نهفته ی سخن نویسنده یا اهداف او از نگارش هر صحنه یا اپیزود را فهمید و درک کرد یا حتی با استفاده از شناخت مکاتب و مفاهیم آنها را تبیین نمود.

 

مثلا در باب مکاتب هنری باید نئوکلاسیسم را بشناسیم تا بتوانیم نشانه های آن را در قلم نویسنده تشخیص دهیم یا مفاهیم ادبی نمادگرایی یا دادائیسم فلسفی را باید بدانیم تا به نشانه های آن در متن آگاه باشیم.

 

همینطور در مورد مکاتب فکری به طور مثال باید ساختارگرایی را بشناسیم تا تحلیلی صحیح از متن نمایشی داشته باشیم. که در مقالات آینده به طور مفصل در این موارد صحبت خواهیم کرد.

 

تشکیل نگاه نقادانه

پس از داشتن تحليلي صحیح و مدون از متن، کارگردان بایستی تا حدودی خودش را در جایگاه یک منتقد قرار دهد و با تشکیل نگاه نقادانه به خلل و فرج متن رسوخ کند که همین مسئله موجب خلاقیت و اصلاح زیادی در شیوه های اجرایی و آفرینش تصاویر و فضا های متن در اجرا خواهد شد.

 

برای همین مسئله نیز کارگردان باید تا حدودی، حتی اندک، با مبانی نقد آشنا باشد. به همین منظور مبانی نقد و تحلیل از سرفصل های مهمی هستند که در سلسه یادداشت ها برایتان از آنها خواهیم نوشت.

 

بیان و کاربرد

دانستن مفهوم بیان و کاربرد در هنر، سومین موردیست که کارگردان باید در آن ورود پیدا کرده و به بلوغ این مسئله در اجرای متن واقف باشد، که در صورت طی کردن مراحل پیشین تا حدودی به اطلاعات مفیدی در این باره دست پیدا خواهد کرد و البته در آینده درباره آن بیشتر صحبت خواهیم کرد چرا که به عنوان مبحثی وابسته به فلسفه ی هنر نیازمند واشکافی زیادیست که همگی به عنوان ارتباط تئاتر و شناخت مفهوم و فلسفه ی درام مطرح می‌شوند.

 

تئاتر و خلق و درک کاراکتر

این مرحله، مرحله ای از ساختار شناختی متن است که ارتباط زیادی بین کارگردان و بازیگر به عنوان دو هویت مستقل و درگیر در متن نمایشی ایجاد می‌کند چرا که کارگردان پس از طی طریق مراحل گفته شده حالا به درکی نسبی نسبت به کاراکتر های متن رسیده است.

 

حالا وقت آن است که با همکاری و هدایت صحیح بازیگر( که در مطلبی جداگانه و در آینده حتما به صورت اختصاصی به آن خواهیم پرداخت) در خلق یا بازآفرینی اصولی کاراکتر های نمایش موفق عمل کند که تا حدودی هم با مرحله ی بعدی در ارتباط است.

 

تئاتر و مخاطب شناسی اجتماعی

داشتن مهارت های شناختی در علم اجتماعی برای شناخت مخاطب نمایش و همچنین ایجاد روش هایی در اجرا و انتخاب متن برای برقراری ارتباط هرچه بیشتر مخاطب و جامعه با اثر نمایشی از ابتدایی ترین مراحل، همچون داشتن گره های مشترک میان متن، کاراکتر و مخاطب به عنوان هویتی رئالیستی که به طور همزمان درگیر متن و زمان و مکان و اقتضائات اجتماعی تا رسیدن به مراحل خویشتن پنداری، درک متقابل و همزاد پنداری از مهم ترین مراحل و وظایف کارگردان در انتخاب متن و ایجاد اجرای موفق است به گونه ای که اگر پس از تمامی مراحل ساختارشناختی به نتایج قابل قبولی در این مرحله نرسیده باشیم عملا به کاری ابتر و بیهوده پرداخته ایم چرا که هنر بی مخاطب، هنری مرده است و این مسئله نه به عنوان تبلیغی بر مخاطب زدگی بلکه به مثابه عملی مبلغانه در رسالت هنر نمایش به عنوان هنری جمعی و آگاهی بخش و شفیق در محترم شمردن حق مخاطب خود است. بنابراین باید به مورد توجه باشد.

 

این موارد تنها شمارشی اجمالی از آن چیزیست که باید بدانیم و این مراحل را می‌توان تا ارتباط تئاتر و اقتصاد نیز ادامه داد اما به شما قول می‌دهم که در آینده ضمن تعمیق اختصاصی در هر مفهوم به برشماری مفاهیم گسترده تری بپردازم.

 

و البته با فهم همین موارد هم می‌توان به انتخاب متن نمایشی بر اساس روش ساختارشناختی به طرزی اصولی پرداخت و اینگونه اجرای موفق تری را به صحنه برد

 

برچسب:

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

فهرست